ديشب زده بود به سرم. اين بود كه ساعت يك و نيم بعد از نصفه شب زديم به جاده چالوس... عجب هوايي... ساعت هشت صبح برگشتيم.
نوشتههای عصيانزده نِورهود
ديشب زده بود به سرم. اين بود كه ساعت يك و نيم بعد از نصفه شب زديم به جاده چالوس... عجب هوايي... ساعت هشت صبح برگشتيم.
نوشتهی ن در ۱۴:۲۰